خرید بک لینک
اون لحظه رو خوب یادمه،همه خانواده خوشحال بودن داشتن میرفتن که دخترشون رو بفرستن خونه بخت،خوشحال بودن و در کنارهم! من اما درست توی یک لحظه،که تا چشم کار میکرد رو به روت سبز بود و سبز و زیر پات خنکاي آب

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 15:22

خیلی درد داره رسیدن به جایی که خسته بشی از آرزوت! این دقیقا نقطه ای که شک میکنی به زمین و زمان، به راه و هدف و مقصد و اصلا قبل تر اون به خود آرزوت! یعنی واقعا آرزوی من همین بوده؟! پس چرا حالا که بهش ر

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 15:22

آره قشنگه حتی حرف زدن در موردش هم لبخند مياره رو لب، ولی امروز وقتی داشتم مسير دانشگاه به خونه رو قدم میزدم و آهنگ گوش میدادم به این فکر کردم که چه لزومی کشیدن این درد و غم هایی که ازشون تو آهنگ ها حر

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 15:22

شما بین مهاجرت با کسی که دوستش دارید یا موندن با پدر و مادر تنهاتون که راضی به رفتن تون هم نیستند(!) کدوم رو انتخاب میکنید؟!

خدا هیچ بنده ای رو سر دوراهی دل و عقلش قرار نده که بخواد دست بشوره از دل خواسته هاش...

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 15:22

_با زهرا حرف زدم امتحانش رو خراب کرده بود شریکش کردم تو نذر یاسین خودم و الهام _الهام پیام داد از خواب حال بد فاطمه گفت ریشه شو ربط دادم به مناسبت دو شب پیش _به الهام گفتم دلم شور حلقه پنج تایی رو میز

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 15:22

ده سال بعد همین موقع زنی خواهم بود در آستانه "سی و يک سالگی"! قطعا شاغل،اندکی معلم،کمی شاعر،با لیسانس ادبیات :)،و مالک کتابخونه ای که به حد قابل توجهی شبیه روياهام هست. شاید تازه از گپ زدن با ناشر (اح

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 15:22

مثل بغض فروخورده...

این ترکیبی ه که مدام توی سرم میچرخه و مثل آدمی که به یک شوک لال شده باشه زبون قلمم نمیچرخه برای ادامه اش!

گاهی درمون حال گرفته ات دست خودت نیست اما گاهی درمان همون درده!

بیست و دو سالگی ای که بی صدا قدم توش گذاشتم حیرون زندگیم مونده!

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 15:22

دخترک شکست،بار دیگر خانه آرزویش که نه تمام اميدش نا امید شد!

این روند چندبار دیگه میخواد تکرار بشه؟!

استیو تولتز چه جمله ی طلایی داشت تو جز از کل ش! خلاصه زندگی من توی یک خط :)

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 15:22

شرحِ این آتشِ جانسوز نگفتن تا کِی؟

سوختم سوختم این راز نهفتن تا کِی؟

وحشی جان بافقی

پ.ن: کی باشه بخرم ديوانش رو...

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 15:22

من بیشتر از این توان و کشش تحمل استرس رو ندارم!

سپردم به خودت،مثل همیشه مثل همه جا خودت برام درستش کن :)

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 15:22

صفحه بندی